برای استفاده بهتر از سایت، به حساب تون وارد بشید.

  • ۱۳۹۸/۱۲/۱۸
  • ۰
برچسب

«بازاریابی محتوای ناب» چی ئه و چطور باید اون رو اجرا کنیم؟

توی این قسمت از رادیو کارنتا، می‌خوام که درباره‌ی یه نوع از بازاریابی محتوایی، به اسم بازاریابی محتوای ناب صحبت کنم.

شاید تا الان، خیلی درباره بازاریابی محتوا یا بازاریابی محتوایی شنیده باشید ولی کم‌تر شده که درباره بازاریابی محتوای ناب شنیده باشید یا جایی خونده باشید! برای همین، من قصد دارم که توی این آموزش، بیش‌تر از چیزی که هست، درباره‌ی این نوع از بازاریابی صحبت کنم و شاید اولین سوال همه‌ی ما، وقتی اسم اون رو می‌شنویم، این باشه که اصلاً بازاریابی محتوای ناب، چی هست؟ چطور کار می‌کنه و اصلاً ما باید براش چی کار کنیم؟

بازاریابی محتوای ناب چی ئه؟

می‌شه گفت که همیشه و از همون روز اول که یه کسب‌و‌کاری راه می‌افته، مهم‌ترین مسئله، بودجه‌ست. این که ما چقدر پول داریم و چقدر می‌تونیم هزینه کنیم. بلا استثناء، شاید یکی از مهم‌ترین مسائل همه‌ی ما یا همه‌ی مدیرهای ما، این ئه که توی بودجه، محدودیت دارن و شاید هم بارها و بارها شده باشه که همین جمله رو ازشون شنیده باشیم که: «بودجه یا پول نداریم».

شاید هم خودتون تا الان، کاملاً این موضوع رو درک کرده باشید که انجام هر چیزی که مربوط به بازاریابی باشه، بالاخره هزینه‌ی خاص خودش رو داره و بعضی وقت‌ها، هزینه‌ی کمی هم نیست. البته منظور از هزینه، همیشه پول نیست و هزینه برای ما، شاید زمانی باشه که صرف می‌کنیم؛ ولی خب، به هر حال، برای این که ما بتونیم برای ارائه‌ی محصول‌ها یا خدمات مون، بازاریابی کنیم، حتماً باید هزینه کنیم.

تا این جای کار، شاید مسئله‌ی خاصی وجود نداشته باشه و کاملاً طبیعی باشه. چون بالاخره باید برای هر کاری، هزینه کرد؛ ولی اهمیت این هزینه کردن‌ها، اون جایی خودش رو نشون می‌ده که ماه‌ها و سال‌ها، داریم اون کارها رو انجام می‌دیم که اگر بخوایم حساب کنیم، هزینه‌ها مون سر به فلک می‌کشه. مثلاً اگر ماهانه برای بازاریابی محتوایی، فقط ۵۰۰٫۰۰۰ تومان (که اصلاً چیزی نیست) هزینه کنیم، بعد از یه سال، ما ۶ میلیون تومان، هزینه کرده ایم.

حالا، سوال مهم‌تری که این جا پیش می‌آد، این ئه که اون هزینه‌ها (چه پول و چه زمان)، چقدر تونسته اند که ما رو به هدف‌ها مون یا هدف‌های کسب‌و‌کار مون برسونن؟ اگر تاثیری توی رسیدن به هدف‌ها مون نداشته باشن، چی؟

همین چیزها، باعث شد که توی دنیای بازاریابی محتوایی، مفهومی به نام «بازاریابی محتوای ناب» ساخته بشه و کم‌کم، جای خودش رو بین تولید‌کننده‌های محتوا و مدیرهای کسب و کارها پیدا کنه.

بنابراین، چیزی که ما تا الان فهمیدیم، این شد که ما با استفاده از بازاریابی محتوای ناب، می‌خوایم همون کار بازاریابی محتوایی رو انجام بدیم؛ ولی با یه بودجه‌ی کم‌تر و در زمان کم‌تر. چرا؟ چون ما بودجه و پول زیادی رو برای تولید محتوا نداریم و همیشه هم دوست داریم که در زمان کم‌تری، به نتیجه برسیم.

ولی اون چیزی که من، الان گفتم، فقط یه بخش از تعریف درست بازاریابی محتوای ناب ئه. سوال بعدی این ئه: «ما، بودجه و زمان رو برای چه چیزی در نظر می‌گیریم؟». حتما شما می گید: «برای این که بتونیم به هدف‌ها مون برسیم» ولی ما چطور می‌تونیم به هدف‌ها مون برسیم؟ با استفاده از مخاطب‌ها مون و مخاطب‌های ما هم به محتواهایی نیاز دارن که براشون ارزش داشته باشه.

بنابراین، ما در بازاریابی محتوای ناب می‌خوایم که با کم‌ترین هزینه، بیش‌ترین ارزش رو برای مخاطب‌ها مون بسازیم و ارائه بدیم. پس ما می‌خوایم که با کم‌ترین چیزها، بیش‌ترین چیزها رو بدست بیاریم.

چطور باید بازاریابی محتوای ناب رو اجرا کنیم؟

به نظر من، وقتی که ما، معنی و تعریف درست هر چیزی رو بدونیم، اون وقت، دیگه شاید اصلاً نیازی به راهنمایی‌های بیش‌تری نداشته باشیم و حتی می‌تونیم توی همون مفهوم، خودمون، خلاقیت‌هایی رو انجام بدیم که باعث برجسته شدن ما یا کسب‌و‌کار ما بشه. بنابراین، توی اجرای بازاریابی محتوای ناب هم، شما توی تولید محتواها تون یا انتشار اون‌ها، می‌تونید روش‌های جدیدی رو امتحان کنید. ولی من، الان می‌خوام که فقط چند تا نکته‌ی اصلی رو خدمت تون عرض کنم که فکر می‌کنم بیش‌ترین کمک رو بهتون می‌کنه تا بتونید بازاریابی محتوایی رو با رویکرد ناب، پیاده‌سازی کنید:

۱- تمرکز ما باید روی محتواهایی باشه که توی اولویت و هدف ما هستن.

ما در بازاریابی محتوایی، می‌خوایم که با استفاده از محتواهایی که تولید می‌کنیم، یه سری از نیازهای مخاطب‌ها مون رو رفع کنیم تا اون‌ها بتونن با ما ارتباط بگیرن و احساس شون نسبت به ما خوب باشه. البته ما می‌خوایم که نیازهایی رو رفع کنیم که به کار ما مربوط می‌شن. بنابراین، اولین چیزی که توی بازاریابی محتوایی ناب، باید بدونیم، این ئه که بنا نیست که ما، همه‌ی نیازهای مخاطب‌ها رو رفع کنیم؛ بلکه باید فقط روی اون نیازهایی تمرکز کنیم که بیش‌ترین آورده رو برای ما دارن و برای اون نیازها، محتواها مون رو بسازیم.

مثلاً اگر ما یه دبیرستان خصوصی داریم که هدف اش، جذب دانش‌آموزها ئه تا بتونه روی مهارت کارآفرینی اون ها کار کنه، پس دیگه نیازی نیست که توی محتواها مون، روی کنکور تمرکز کنیم. چون ما می‌خوایم که با دیده شدن محتواها مون، دانش‌آموزهایی به سمت ما بیان که دوست دارن یه کارآفرین بشن.

البته شاید کاری که شما دارید می‌کنید، شامل چند بخش باشه و بتونید نیازهای بیش‌تری از مخاطب‌ها تون رو رفع کنید. برای همین، اینجا ئه که شما باید هدف‌ها تون رو اولویت‌بندی کنید. یعنی بیش‌ترین تمرکز تون رو روی اون هدف‌هایی بذارید که فعلا براتون اهمیت بیش‌تری دارن و برای اون‌ها، محتواها تون رو تولید کنید.

۲- محتوای ما به چه شکلی باشه؟

یکی دیگه از موردهای مهم توی بازاریابی محتوای ناب، این ئه که بدونیم اصلاً چطور باید محتوا مون رو تولید کنیم که بیش‌ترین تاثیر رو برای ما داشته باشه؟ یعنی اون محتوا مون، به چه فرم و قالبی باشه که بتونه افراد بیش‌تری رو برای ما جذب کنه؟! خب، همون طور که می‌دونید، محتوای ما می‌تونه یه متن، یه تصویر، یه صوت یا یه ویدیو باشه. یعنی محتوای ما می‌تونه توی یکی از این چهار تا قالب، قرار بگیره. یا مثلاً می‌تونه یه موشن گرافیک باشه یا اصلاً محتوای ما می‌تونه یه مصاحبه باشه.

چیزی که ما باید توی این بخش، از خودمون بپرسیم، این ئه که ما باید محتوا مون رو به چه فرم یا قالبی ارائه بدیم که برای هدف مون، بهتر باشه؟ مثلاً اگر بخوایم که دانش‌آموزهای بیش‌تری رو برای همون مدرسه‌ی کارآفرینی (که توی مثال قبل گفتم) جذب کنیم، یکی از بهترین کارها این ئه که مستندسازی کنیم. یعنی مثلاً از چیزهایی که به اون دانش آموزها، آموزش داده می‌شه و کارهایی که اون‌ها می‌کنن، ویدیو تولید کنیم. این جوری، ببیینده‌ی ویدیو، ارتباط بهتری با فعالیت‌ها و هدف‌های ما می‌گیره و احتمال جذب بیش‌تری داره.

یادتون باشه که بیش‌ترین تلاش ما باید این باشه که روی احساسات مخاطب‌ها مون کار کنیم تا اون ها بتونن با ما، ارتباط بهتری رو بگیرن. پس، باید بتونیم که عشق و علاقه‌ی اون‌ها رو درگیر کنیم و روی موضوع‌های مورد علاقه شون کار کنیم و لحن و نگارش درست داشته باشیم. اون جوری، حتما به هدف‌ها مون می رسیم؛ چون مخاطب‌ها مون، ما رو همراهی می‌کنن؛ چه اون هدف، فروش یه چیز باشه و چه انجام گروهی یه کار.

یاد مون نره که ما باید رابطه‌ای رو با مخاطب‌ها مون بسازیم که بر پایه ی اعتماد باشه. اگر صداقت، رکن اصلی و جدانشدنی محتواهای ما ئه، حتما اون اعتمادی که ما به دنبال اش هستیم، شکل می‌گیره و مخاطب‌ها، به ما اعتماد می‌کنن.

۳- محتوای ما باید اثربخش باشه، نه زیاد.

همون طور که قبلا توضیح دادم، هدف ما توی بازاریابی محتوای ناب، این ئه که بتونیم با کم‌ترین چیزها، بیش‌ترین چیزها رو به دست بیاریم. بنابراین، چیزی که توی این نوع از بازاریابی محتوایی اهمیت داره، این ئه که باید متمرکز کار کنیم. پس، هدف ما، تولید محتواهای خیلی زیاد نیست؛ بلکه می‌خوایم که محتواهایی رو تولید کنیم که بیش‌ترین تاثیر رو برای رسیدن به هدف‌ها مون دارن. اون جوری، هم کیفیت محتواها مون حفظ می‌شه و هم، چیزهایی رو به مخاطب‌ها مون ارائه می‌دیم که بیش‌ترین اهمیت رو برامون دارن. بنابراین، توی تولید محتوا با رویکرد ناب، ما به دنبال تولید محتواهای اثربخش هستیم، نه فقط تولید محتواهای زیاد.

تولید محتواهای زیاد، گاهی، باعث می‌شه که ما از مسیر اصلی خودمون، منحرف بشیم و بریم سراغ چیزهایی که اصلاً به کار ما ارتباطی ندارن. این موضوع، خیلی خوب ئه که بتونیم روی مسائل روز جامعه، تمرکز کنیم و به اون‌ها واکنش نشون بدیم (مثلاً شروع بازی‌های جام جهانی) ولی باید حواس مون باشه که اون محتواها برای ما اثربخش نیستن و فقط حکم یه استراحت رو بین محتواها مون دارن. پس، اشتباه بزرگی ئه که روی اون جور مسائل، تمرکز کنیم. بنابراین، تمرکز ما باید روی تولید محتواهایی باشه که مرتبط به کسب‌و‌کار ما ئه. مثلاً اگر شما، یه وبسایت برای فروش عطر دارید‌، انتشار محتوا درباره‌‌ی بازی‌های جام جهانی، شاید ترافیک خوبی رو برای سایت شما بیاره؛ ولی این کار، باعث فروش بیش‌تر عطرهای شما نمی‌شه و وبسایت تون رو هم، غیر حرفه‌ای نشون می‌ده.

۴- ما حتماً باید محتواها رو تحلیل کنید.

اگر یاد تون باشه، من قبلا گفتم که بنا ست که توی زمینه کاری مون، نیاز مخاطب‌ها مون رو رفع کنیم و در واقع، یه سری محتوا تولید کنیم که براشون ارزش داشته باشه؛ ولی یه سوال: «از کجا بفهمیم که مخاطب‌های ما الان، چه نیازهایی دارن؟».

بهترین کار، این ئه که بازخوردها شون رو بررسی کنیم؛ همون واکنش‌ها و بازخوردهایی که به محتواهای ما می‌دن. ما باید بتونیم که محتواها و واکنش مخاطب‌ها مون به محتواها رو تحلیل کنیم و با تحلیل کردن، به این نتیجه برسیم که الان، اون‌ها به چه چیزی نیاز دارن تا ما براش، محتوا مون رو تولید کنیم.

البته تحلیل کردن رفتار مخاطب‌ها، فقط به بازخورد اون‌ها به محتواهایی که منتشر کردیم، محدود نمی‌شه و بعضی وقت‌ها، نیاز می‌شه که ازشون به طور مستقیم، سوالی رو بپرسیم. یعنی مثلاً یه نظرسنجی، راه بندازیم و جواب‌هایی که داده می‌شه رو تحلیل کنیم. بعد، با توجه به اون هدف‌هایی که توی اولویت ما هستن، نیازهای اون‌ها رو اولویت‌بندی کنیم و براشون محتواهایی رو تولید کنیم.

اگر بخوایم همون مثال مدرسه‌ی کارآفرینی رو ادامه بدیم، این طور می‌شه که ما باید از دانش‌آموزها، نظرسنجی کنیم که به چه دوره‌ها و مهارت‌هایی نیاز دارن و باید با استادها هم صحبت کنیم و نظر اون‌ها رو هم بپرسیم. حتی شده به عنوان یه دانش‌آموز، توی فعالیت‌ها و دوره‌های آموزشی شرکت کنیم تا بتونیم تحلیل درستی از اون محتواها داشته باشیم. این جور می‌شه که ما می‌تونیم محتواها مون رو تحلیل کنیم و محتواهایی رو تولید کنیم که بیش‌ترین اثرگذاری رو روی مخاطب‌ها مون می‌ذارن.

 ۵- مخاطب‌های شما، چه شخصیتی دارن؟

توی بحث تولید محتوا، همیشه شناخت شخصیت و پرسونای مخاطب، بیش‌ترین اهمیت رو داره. چرا؟ چون دقیقاً به ما می‌گه که چه محتواهایی رو تولید کنیم! ولی سوال، این جا ئه که چطور پرسونای مخاطب، این کار رو می‌کنه؟

اصلاً ما قرار ئه که چی کار کنیم؟ ما قرار ئه که برای مخاطب‌ها مون، محتواهایی رو تولید کنیم که بتونه یه سری از نیازها شون رو که به کار ما مربوط می‌شه، رفع کنه. ولی دقیقاً باید چه محتوایی رو تولید کنیم؟ محتوای ما، چه لحنی داشته باشه؟ چه چیزهایی رو باید توی محتوا مون نشون بدیم که خوب باشه؟ اصلاً به چه زبانی صحبت کنیم؟

جواب همه‌ی این سوال‌ها رو پرسونای مخاطب، به ما می‌ده. وقتی که ما بدونیم که دقیقاً قرار ئه برای چه نوعی از مخاطب‌ها مون، تولید محتوا کنیم، اون وقت، می‌دونیم که چطور باید اون محتوا رو تولید کنیم. پس، ما باید بدونیم که مخاطب‌های محتوا مون، چه شخصیت و ویژگی‌هایی داره و چه چیزهایی براشون ارزش داره؟! یاد مون باشه که ما توی پرسونای مخاطب، دنبال چند تا ویژگی برجسته از مخاطب‌ها مون هستیم تا بتونیم روی اون ها کار کنیم.

اون مثال مدرسه‌ی کار آفرینی رو یادتون هست؟ فرض کنید که می‌خوایم برای دانش آموزها، چند تا دوره‌ی آموزشی برگزار کنیم؛ ولی چه دوره‌هایی؟ اگر ما شناخت خوبی از شخصیت دانش‌آموزهای دبیرستان مون داشته باشیم، این رو می‌دونیم که بیش‌تر اون‌ها، الان، دنبال کسب درآمد و رسیدن به آرزوها شون هستن. پس، عنوان یه دوره‌ی آموزشی، شاید این باشه که «چطور از طریق کسب‌و‌کارهای اینترنتی، درآمد بیش‌تری داشته باشیم؟». این می‌تونه یه کارگاه آموزشی، براشون باشه. البته در کنار درس‌های دیگه شون؛ که بچه‌ها، یه بعدی، بزرگ نشن و فقط روی درس، تاکید نکنیم.

۶- برای کی، محتوا مون رو منتشر کنیم و کجا، اون رو منتشر کنیم؟

ما می‌خوایم که توی بازاریابی محتوای ناب، با کم‌ترین چیزها، بیش‌ترین چیزها رو به دست بیاریم. پس، خیلی اهمیت داره که چطور می‌تونیم بیش‌ترین دسترسی رو به مخاطب‌ها مون داشته باشیم؟ فرض کنید که تونستیم یکی از بهترین محتواها رو برای مخاطب‌ها مون تولید کنیم؛ خب، حالا سوال این جا ئه که چطور اون محتوا رو به مخاطب‌ها مون برسونیم؟ اصلا کجا می‌تونیم مخاطب‌ها مون رو پیدا کنیم و بیش‌ترین و نزدیک‌ترین دسترسی رو بهشون داشته باشیم؟

برای همین، خیلی اهمیت داره که ما توی جاهایی، حضور داشته باشیم که مخاطب‌ها مون، بیش‌تر، توی اون جاها هستن. مثلاً اگر بیش‌تر مخاطب‌های شما توی شبکه‌ی اجتماعی توییتر هستن، پس باید شما هم توی اون جا باشید و یا اگر کار شما، تولید پادکست ئه و مخاطب‌های شما، بیش‌تر، در فلان اپلیکیشن موبایل، فعالیت دارن، پس باید شما هم، اون جا باشید.

این موضوع، دیگه به مخاطب‌های شما بستگی داره که بیش‌تر، کجاها هستن تا شما هم اون جاها باشید؛ ولی یاد تون باشه که هیچ وقت، روی همه‌ی کانال‌های ارتباطی و شبکه‌های اجتماعی، تمرکز نکنید؛ چون اون جوری، کیفیت کار تون پایین می‌آد و نمی‌تونید به همه‌ی مخاطب‌ها برسید و متناسب با اون جا، محتواها تون رو تولید کنید. بنابراین، بهتر ئه که در دو یا سه جا، حضور داشته باشید، ولی یه حضور پر رنگ؛ و محتواها تون رو هم باید توی یه زمان‌بندی مشخص، برای مخاطب‌ها تون منتشر کنید.

۷- باید محتواها رو برای هر مخاطب، شخصی بکنیم.

توی آخر این آموزش، می‌خوام از آینده‌ی محتواها براتون بگم و این که کدوم نوع محتوا، بهترین ئه؟ ببینید؛ بهترین نوع محتوا برای مخاطب، اون محتواهایی ئه که فقط برای اون مخاطب ساخته شده باشه. یعنی یه محتوای شخصی‌سازی شده. نمی دونم که چقدر می تونیم اون رو اجرا کنیم؛ ولی بهترین محتوا برای مخاطب، دقیقاً همون ئه.

همیشه هر کدوم از ما، دنبال این هستیم که فقط به ما توجه بشه یا این که بیش‌تر از بقیه، به ما توجه بشه. بنابراین، ما همیشه دوست داریم که اگر قرار ئه چیزی به ما گفته بشه، همون چیزی باشه که نیاز شخصی ما ئه. چون احساس می‌کنیم که داره بهمون توجه بیش‌تری می‌شه. همه‌ی ما بد مون می‌آد که به ما جواب‌هایی داده بشه که از قبل، آماده شده اند. مثلا اگر با پشتیبان فلان سرویس‌دهنده اینترنت ارتباط می‌گیریم، دوست نداریم که یه سری جواب آماده رو برای ما ارسال کنه. بلکه می‌خوایم که فقط روی مشکل ما تمرکز کنه و اون رو رفع کنه. ما می‌خوایم که با ما صحبت بکنه.

اگر ما بتونیم که توی این حد، برای مخاطب‌ها مون، محتواسازی کنیم، مطمئن باشید که موفق می‌شیم. یه مثال دیگه بزنم: به نظر تون چقدر می‌تونه جذاب باشه که وقتی وارد یه وبسایت یا اپلیکیشن می‌شیم، محتواهایی رو به ما نشون بده که ما نیاز داریم یا بهشون علاقه داریم؟ یعنی محتوایی که به ما نشون می‌ده، با محتوایی که به دوست ما نشون می‌ده، متفاوت باشه! پس، جمله‌ی کلیدی و آخر ما این می‌شه: «از نگاه مخاطب‌ها ات، همه چیز رو ببین»؛ چون اون جوری، می‌تونی محتواهای بهتری رو براشون تولید کنی.

دوره‌های کارنتـا رو دیده اید؟

دوره‌هایی که یه موضوع رو از صفر تا صد، بهتون آموزش می‌دن!

دوره‌های کارنتـا

مشاوره کاملاً رایگان

دیدگاه و امتیاز تون رو بذارید

متاسف ام که این رو می گم؛ ولی شما الان نمی تونید کامنت و امتیاز بذارید. برای این کار، اول باید به حساب کاربری تون، وارد بشید و برای وارد شدن، باید یه بار، توی سایت، ثبت نام کنید.